تاریخ فرانسه در زمان پادشاهی لویی سیزدهم
اریه دی مادیس: 1610-1617

وقتی هنری چهارم درگذشت ، در سال 1610 ، وی در 9 سال گذشته توسط همسر دوم خود ، ماری دو میدیسیس ، شش فرزند داشته است. این سطح از بهره وری قابل توجه است از آنجا که هنری به دلیل تعداد معشوقه های خود نیز مشهور است (باعث می شود که وی به عنوان le vert galant ، "گالن همیشه سبز" شناخته شود). 

خیانت های هنری رابطه وی با ماری را تنگ کرده است (ازدواج کرد برای مزایایی که مهریه مدیچی برای فرانسوی به ارمغان می آورد) ، و تنها در روز قبل از ترور او است که او در نهایت موفق به ملکه تاج گذاری شد. این تصادف شایعات مربوط به احتمال حضور وی در این جنایت را برانگیخته است. اما به عنوان ملکه تاج گذاری ، با موفقیت ادعا می کند که فرزندش پسرش لویی XIII 9 ساله است. 
 









ماری بلافاصله سیاست ضد حبسبورگ حاکم در پایان سلطنت هنری را معکوس می کند. وی سفیر اسپانیا را در شورای خود پذیرفته و ترتیب می دهد تا دو فرزندش برای ازدواج با شیرخوارگان و نوزادان ، دو فرزند بزرگ فیلیپ سوم اسپانیا ازدواج کنند. لوئیس XIII به آن خیانت می شود و خواهرش الیزابت برای آینده فیلیپ چهارم. 

حسن ظن ماری بسیار غریب و بی کفایت است. این خشونت به پایان می رسد که لوئیز XIII ، در هفده سالگی ، ترور مورد علاقه مادرش ، مارکیس دی انکر را ترتیب دهد و قدرت را به دست خودش بگیرد. در طولانی مدت ، سهم اصلی ماری اشتغال او از یک مدیر بسیار با استعداد - ریچلیو است. 
 






ریچلیو و لوئیس XIII: 1624-1642

Armand du Plessis ، که در سال 1622 کاردینال ایجاد کرد و دوک دو ریچلیو در سال 1631 ، فعالیت های عمومی خود را به عنوان اسقف 21 ساله اسقاط کوچک لوچون آغاز می کند. او وقتی یکی از نمایندگان روحانیت در املاک عمومی 1614 (که توسط وی به منظور جمع آوری بودجه احضار شده است) مورد توجه ماری دی مادیس قرار می گیرد. او در سال 1616 به یکی از دبیران ایالتی وی تبدیل شد. 

وقتی ماری در سال 1617 توسط پسرش از پاریس تبعید شد ، ریچلیو با او می رود. اما در سال 1622 بین مادر و پسر یک آشتی برقرار است. تا سال 1624 ریشلیو در شورای ایالتی لوئیز XIII است. بعداً در همان سال او را "وزیر اصلی" اعلام كردند. 
 









در طی هجده سال آینده ، این دو مرد وزیر و پادشاه خود را وقف ارتقاء وضعیت فرانسه کردند.در انتصاب وی ، ریچلیو به پادشاه خود اعلام می کند که چهار وظیفه مهم را به عهده خواهد گرفت. آنها به ترتیب خودش: نابود کردن هاگوئوتها هستند . تضعیف قدرت اشراف؛ مردم فرانسه را به اطاعت بکشاند. و بالا بردن نام پادشاه به جایگاه مناسب خود در بین ملل بیگانه. 

هنگامی که ریچلیو این قطعنامه ها را تصویب می کند ، در سال 1624 ، هوگوت ها به تازگی در مورد مسئله دارایی کلیسا در برابر تاج قرار گرفته اند. در نتیجه قلعه های آنها ، که به آنها اجازه چاپ نانت را داده است ، فقط به دو - لا روچل و مونتاوبان کاهش یافته است. 
 







کمک Huguenot به یورش انگلیسی در سال 1627 به بهانه ای که لازم دارد به ریچلیو می دهد. او قلعه La Rochelle را محاصره می کند. Huguenots به مدت یک سال به طول می انجامد ، اما سرانجام در اکتبر 1628 تسلیم می شود. در نتیجه صلح حاصل از آلس ، در سال 1629 ، تمام امتیازات سیاسی اعطا شده در نسخه نانت به همراه دو سنگر آخر خود حذف می شوند. اما آنها به عنوان کالوینیست ها از آزادی خود برای پرستش باقیمانده اند. 

اهداف بعدی ریچلیو (کاهش قدرت اشراف و افزایش اطاعت مردم) تقریباً به عنوان یک بسته با دستیابی به پیشرفت مؤثرتر فرانسه در جهت مطلق گرایی - یا حکومت متمرکز بی نظیر سلطنتبرطرف می شود . 
 







حکومت متمرکز قوی توسط فرانسیس اول تلاش شد ، توسط هنری چهارم بهبود یافت ، و اکنون - به لطف ریچلیو - با موفقیت توسط لوئیس XIII به دست آمد. املاک عمومی که در سال 1614 توسط ماری دو میدزیس فراخوانده شد ثابت می کند که تقریباً دو قرن گذشته باقی مانده است (تا جلسه سرنوشت ساز 1789 ). دولت که اکنون به کار گرفته شده است توسط کارمندان اداری از مرکز اداره می شود ، نه توسط اشراف پراکنده در سراسر کشور. برای تأثیرگذاری اکنون شخص باید در دادگاه باشد ، زیر نظر شاه و وزیر او. 

ریچلیو کشور را به سختی مالیات می دهد و باعث قیام چندین قیام دهقانان می شود. وی برای هدف اصلی خود به ارتقاء کرامت بین المللی پادشاه فرانسه به پول نیاز دارد. این هدف او را در جنگ سی سال درگیر می کند. 
 






فرانسه در جنگ سی ساله: از سال 1635

تهدید برای قدمت بین المللی فرانسه ، همانطور که از روزهای چارلز پنجم و فرانسیس اول ، از سلسله های مشترک هابسبورگ اسپانیا و اتریش انجام شده است. از سال 1629 ، هنگامی که امپراتور اتریش به نظر می رسد در جنگ آلمان دست برتر دارد ، ریچلیو مشغول دیپلماتیک است - به ویژه خواستار مداخله گوستاووس دوم سوئد. 

وقتی گوستاووس حمله کرد و در سال 1632 به جنوب مونیخ رسید ، ریچلیو از تلاطم های عمومی برای فرو بردن ارتش فرانسه به لورن بهره می برد. اما تا سال 1635 گوستاووس درگذشت ، امپراتور اتریش قصد دارد با افراد آلمانی خود صلح برقرار کند و اسپانیا به طور فعال علیه استان های متحد در مرز شمالی فرانسه فعالیت می کند. 
 









ریچلیو تصمیم می گیرد که زمان اقدام آشکار است. در سال 1635 او با استان های متحد و سوئد اتحاد می کند و جنگ را با اسپانیا و امپراتوری اتریش اعلام می کند. 

این جنگ هنوز ادامه دارد که ریچلیو در سال 1642 درگذشت ، به دنبال لوئی XIII در سال 1643. اگر آنها تا زمان صلح وستفالن در سال 1648 زندگی می کردند ، آنها می دانستند که ریشلیو در راستای تقویت شاه پادشاه فرانسه گام های اساسی برداشته است. اعتبار. این معاهده به فرانسه ارضی می دهد در لورن و آلزاس (هر دو کمی مبهم مانده اند) ، و این نشان دهنده یک تغییر ظریف در موازنه قدرت اروپا است. در پایان قرن ، ملتی که هرکسی دیگر از آن بیم دارد دیگر اسپانیا یا امپراتوری اتریش نیست بلکه فرانسه خواهد بود. 
 









Read more:http://www.historyworld.net/wrldhis/PlainTextHistories.asp?groupid=1027&HistoryID=ab03&gtrack=pthc#ixzz6KBeTpxx7


علل اقتصادی چنانکه ابراهیم پچوی مورّخ ترک در م